Google Analytics Alternative

روسو — بخش دوم: از نظر روسو، بشریت الهی است، نه عقل

روسو به کائناتی دارای نظمی الهی باور داشت، ولی تغییر اجتماعی از احیای بشریت حقیقی ناشی می‌شود

«دولت به میزان زیادی از وحدت ایدئولوژیک نیازمند است، از این رو مذهب ایده‌ال برای روسو مذهبی است که در خدمت این هدف سیاسی باشد

ولتر، مشهورترین روشنفکر همعصر روسو، مذهب سنتی را رد می‌کرد، ولی به کائناتی دارای نظمی الهی و اخلاقیاتی عقلانی به عنوان هدفی طرح شده از سوی خدا۱ که می‌تواند زندگی انسان را بهتر کند باور داشت. این مذهب عقلانی و اصلاح‌گرایانه به عنوان دئیسم۲ شناخته می‌شود.

روسو نیز یک دئیست بود ولی می‌خواست این دیدگاه را واژگون کند. عقل‌گرایی متداول محافظه‌کار بود؛ این عقلانیت در خدمت ثروتمندان بود و علاقهٔ (نفع‌پرستانهٔ) آن‌ها به اصلاحات را توجیه می‌کرد. ولتر، که درون خانه‌ای شیک مسکن داشت، چنین نظری داشت. روسو متوجه نیاز به بحثی جدی‌تر در مورد تغییرات اجتماعی و احیای بشریت حقیقی شد.

از این رو، در دههٔ ۱۷۵۰، وی این بحث جدی را طرح کرد. وی در گفتار در باب نابرابری۳ ایدهٔ «وضعیت طبیعی»۴ را طرح کرد، صورت اولیهٔ زندگی انسان که در آن «شفقتی طبیعی»۵ بر دل‌ها حکومت می‌کرد که برابری‌ای بنیادی را تضمین می‌کرد. با تمدن، این برابری اولیه از میان رفت، عمدتاً به این دلیل که مالکیت ابداع شد. اما هبوط از لطف6 کامل نیست سرشت ذاتی ما هنوز خوب باقی مانده است.

وضعیت طبیعی آزمایشی فکری۷ بود.i آنگونه که خود وی بیان می‌کند وضعیت طبیعی «وضعیتی است که دیگر موجود نیست، شاید هرگز وجود نداشته است و احتمالاً هرگز وجود نخواهد داشت، ولی به منظور قضاوت در مورد وضعیت موجود باید تصوری دقیق از آن داشته باشیم

اگر بخواهیم جهانمان را اصلاح کنیم، عقل‌گرایی در راستای منافع۸ کافی نیست: باید دیدگاه متفاوت در باب بشریت کامل دوباره حاکم شود. ما می‌توانیم تلاش کنیم تا جامعه را به گونه‌ای بازاندیشی کنیم که گویی این وضعیت طبیعی وجود دارد؛ می‌توانیم تلاش کنیم تا آن را حدأکثر کنیم.

اما «بشریت کامل»۹ چیست؟ روسو چگونه می‌داند این أمر بالقوه وجود دارد؟ نهایتاً این اعتقادی مذهبی است: وی اصرار دارد ما در تصویر خدا خلق شده‌ایم. وی می‌گوید ما با نگاه به قلوبمان این را می‌دانیم — ولی چنین نگاه کردنی توسط اندیشهٔ مذهبی متعیّن شده است. دیگر دئیست‌ها از عقل در مقام نیرویی الهی در بشریت بحث کرده‌اند. از نظر روسو، این بشریت است که الهی است نه عقل.

أثر بعدی وی، گفتار در باب اقتصاد سیاسی۱۰ (۱۷۵۵) حمله‌ای با جزئیات به ناعدالتی اقتصادی است. ثروت به سمت بالا در جریان است؛ ثروتمندان با اعمال قدرت قوانینی را که متضمن منافع خودشان باشند، مانند مناصب عمومی پردرآمد و معافیت‌های مالیاتی، می‌گذرانند. (من تردید دارم به سایمن جنکینز لقب روسوی جدید را بدهم، ولی ستون وی در روزنامهٔ گاردین دقیقاً در همین مورد بود.) و البته: «هنگامی که شخصی از مقامات بالا از طلبکاران خود می‌دزدد یا به طرق مختلف بر سر آنان کلاه می‌گذارد، آیا وی همواره از مصونیت خود مطمئن نیست؟»

راه‌حل روسو حک کردن ایده‌ال خیر جمعی در قلوب مردم بود.: باید این کار را از دوران کودکی آغاز کرد!۱۱

روسو در قرارداد اجتماعی۱۲ (۱۷۶۲) نشان می‌دهد تنها دولتی حقیقتاً مشروع آزادی و برابری شهروندانش را تضمین می‌کند. این منتج به مشکلی می‌شود: ما «آزادی طبیعی»۱۳ خود را از دست داده‌ایم و نمی‌توانیم آن را بازیابیم. در عوض باید به دنبال «آزادی مدنی»۱۴ باشیم. سیاست روشنگری و مشارکتی تنها حوزهٔ ممکن برای تحقق سرشت ماست.

از این رو «آزادی» نمی‌تواند به معنای آزادی انجام هرکاری که خواستیم باشد؛ بلکه باید با «ارادهٔ عمومی»۱۵ ترکیب شود که حق مطلق فرمان دادن به ما دارد.

این رتوریک۱۶ ارادهٔ عمومی به صورت گسترده‌ای به عنوان أمری عمیقاً شر، و بذر توتالیتاریانیسم۱۷، نگریسته شده است. این دیدگاه نامنصفانه است: هدف روسو صورت‌بندی درکی جدید از سیاست است، درکی که آزادی و برابری را تضمین می‌کند۱۸ — و این مطمئناً نیازمند دیدگاهی جسور در مورد حاکمیت دولت۱۹ است (سوسیال دموکراسی چنین حاکمیتی را مسلّم فرض می‌کند).

جایگاه مذهب در دولت ایده‌ال کجاست؟ پاسخ روسو به طرزی شگفت‌انگیز دارای ریزه‌کاری است. چون دولت به سطح بالایی از وحدت ایده‌ئولوژیک نیازمند است، مذهب ایده‌ال باید کاملاً در خدمت این هدف سیاسی باشد، آنطور که بیشتر مذاهب باستان بودند. البته، مسیحیت بدین منظور مناسب نبود؛ مسیحیت اهداف سیاسی دنیوی۲۰ را کم‌ارج می‌شمرد، و آموزه‌های آن همدلی را به خارجی‌ها۲۱ نیز گسترش می‌دهند.

آیا باید به مذهب ستایش‌گرقدرتدولت۲۲ بازگردیم؟ نه، این اشتباه و سرکوب‌گر خواهد بود، و به سیاست خارجی تهاجمی خواهد انجامید. وی نوعی رهیافتی دوچرخه۲۳ پیشنهاد می‌کند: باید شکلی حدأقلی از مذهب، یا شبهمذهب۲۴، داشته باشیم، که به وفاداری به دولت علاقه‌مند است — «مذهب مدنی»۲۵. مواد این دین۲۶ باید «نه دقیقاً به عنوان جزم‌های مذهبی، بلکه احساسات اجتماعی بودن۲۷، که بدون آن غیرممکن است بتوان شهروندی خوب یا رعیّتی مؤمن۲۸ بود،» دیده شوند.

ورای این، مردم باید مجاز باشند به آنچه می‌خواهند باور داشته باشند، که احتمالاً شکلی از اخلاق کلّی۲۹ خواهد بود. این طرح کلّی۳۰ مذهب دولتی تمامیّت‌خواه۳۱ نیست. این پیش‌بینی‌ای دقیق از دولت لیبرال سکولار است، که برخی ارزش‌های مشترک مشخص را رواج می‌دهد و دیگر اَشکال اعتقاد را به آزادی عمل۳۲ ما وامی‌گذارد.

 


تئو هابسن در گاردین

ترجمه: مهدی عباسی


1 divinely plotted cause

2 deism

4 the state of nature

5 natural compassion

6 fall from grace

7 thought-experiment

8 pragmatic rationalism

9 full humanity

11 drum, drum, drum it in

13 natural liberty

14 civil liberty

15 general will

16 rhetoric

17 totalitarianism

18 enshrines

19 state’s authority

20 secular political goals

21 outsiders

22 state-power-worship

23 two-tiered approach

24 quasi-religion

25 civil religion

26 articles of this faith

27 sentiments of sociability

28 faithful subject

29 universal morality

30 blueprint

31 totalitarian state religion

32 discretion

i طبق نظرجیتِندرا ناث موهانتی آزمایش فکری به آزمایشی اطلاق می‌شود که نتوان آن را در بیرون از اندیشه انجام داد. مترجم

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *