Google Analytics Alternative

ژان-ژاک روسو — بخش سوم: آتئیسم نتیجهٔ منطقی دئیسم است

آتئیسم، مانند دئیسم روسو، عقل‌گرایی را به عنوان نیرویی آغازین که می‌تواند خوبیِ طبیعی ما را رها کند

در بخش قبلی، ریشه‌گرایی (رادیکالیسم) سیاسی روسو را تا حدودی مورد بررسی قرار دادیم. در اینجا می‌خواهیم، پیش از بحث در مورد اندیشهٔ روسو در مورد مذهب، جمع‌بندی‌ای از اندیشهٔ سیاسی وی بکنیم.

روسو معتقد بود عدالت سیاسی بستگی به این درک دارد که قدرت دولت به مردم تعلّق دارد و اصولاً بدین خاطر وجود دارد که به خیر عمومی خدمت کند. این دیدگاه چه معنایی دارد و از کجا ناشی می‌شود؟ این دیدگاه از ایده‌الیسمی اخلاقی ناشی می‌شود که ریشه در سنّت یهودیمسیحی دارد: عدالت اجتماعی، توجه به فقرا، ضدیّت با تجمّل، اهمیت یکسان برای همهٔ انسان‌ها. اما جنبهٔ عملی این دیدگاه عمدتاً از جمهوری افلاطون ناشی می‌شود. این ترکیبی قدرتمند است. روسو احتمالاً اصلی‌ترین پیشنهاد کنندهٔ این فکر است که سیاستی اخلاقی‌تر باید – مانند همهٔ نظام‌های سیاسی دیگر – از طریق قوهٔ قهریه تأسیس و حفظ شود.

رادیکالیسم سیاسی روسو باعث رنجش مقامات شد، اما آنچه بیش از همه آن‌ها را عصبانی کرد رادیکالیسم مذهبی وی بود. روسو در رمانی به نام امیل۱ افکار خودش را از زبان کشیشی لیبرال افراطی۲ بیان می‌کند که در جوانی تحت تأثیر نسخه‌ای واقعی از چنین شخصیتی قرار گرفته بود. روسو توضیح می‌دهد که خداوند خالق عالمی دارای نظم است، که قوانین آن در قلب‌های ما، به صورت وجدان، نوشته شده‌اند و اعمال فضیلت‌مندانه باعث سعادت حقیقی می‌شود. ما به خاطر فضیلت خلق شده‌ایم – گرچه آزادیم تا این لطیفه۳ را درک نکنیم و به شر مشغول شویم. زیرا «مهم‌ترین اندیشه‌ها در مورد خداوند از تنها عقل به ما می‌آید،» دین وحی شده محل شک و منبع درگیری و خطا است. این توهین به خداست که او را با خشم و انتقام و ایده‌های محدودنگر و بی‌مدارا در ارتباط بدانیم. «اگر انسان تنها به آنچه خداوند به قلب انسان القاء می‌کند گوش کند، چیزی بیش از یک دین در جهان وجود نخواهد داشت

این کشیش خیالی می‌گوید مذهب سنّتی نمی‌تواند به سادگی رد شود – در غیر این صورت وی از کارش کناره می‌گرفت. حقیقت مذهب عقلانی باید از طریق صور مذاهب سنّتی گسترش یابد – این ایده‌ای بود که بعدها توسط کانت و هگل بسط داده شد. مردم نیازمند ساختارها، سنّت‌ها و آیین‌های رسمی هستند تا از طریق آن‌ها بتوانند با معنویّت الهی مرتبط شوند.

از یک نظر این بیان متداول دوباره‌ای از دئیسم است. اما تأکید روسو بر جذبهٔ احساسیِ این عقیده حیاتی تازه بر دئیسم می‌دمد. روسو دئیسم را از عقل‌گرایی کوتاه‌بینانه رها کرد و آن را با تعمیق انسانیّت۴ در ارتباط قرار داد. (روسو با بیان کردن این أمر از زبان یک کشیش آن را در وهله‌ٔ اول به عنوان پدیده‌ای معنوی نشان می‌دهد.) از این رو روسو راه را برای دئیسم شاعرانهٔ، برای مثال، وُردذوُرث۵ مهیّا کرد.

تعداد افرادی که اکنون به عنوان دئیست شناخته شوند زیاد نیست. در واقع دئیسم در کل خوار شمرده می‌شود: به عنوان مصالحه‌ای خجالتی، برای کسانی که دیگر به مذهب باور ندارند ولی هنوز کاملاً آمادگی ترک اعتقاد به خدا را ندارند. البته آتئیست‌ها خودشان را به عنوان گام بی‌باکی به جلو. برای مسیحی‌ها، دئیسم شکلی رقیق شده از مسیحیّت است که از مفاهیم مهمی مانند وحی، لطف و گناه خالی شده است.

من پیشنهاد می‌کنم که هم آتئیست‌ها و هم مسیحی‌ها باید تا حدودی کم ادعا باشند تا ببینند چقدر عمیق به این جریان فکری بزرگ وامدارند. آتئیسم کمتر از آنچه پنداشته می‌شود از دئیسم دور است. آتئیسم پیش‌فرض‌های شبهمسیحی این اعتقاد [یعنی دئیسم] را به ارث برده است.

آیا آتئیسم از مذهب منشعب می‌شود؟ آتئیسم مدعی است هیچ خدایی وجود ندارد، و عقل‌گرایی یا «طبیعت‌گرایی علمی» باید بر هر نوعی از ماوراءطبیعت‌گرایی۶ ترجیح داده شود. در واقع، نه: در واقعیت آنچه ما آتئیسم می‌خوانیم صورتی از اصالت انسان (اومانیسم) عرفی است؛ آتئیسم دیدگاهی اخلاقی را مفروض تلقی می‌کند، آن هم از نوع اصالت انسان ترقّی‌خواه و اطمینان به اینکه ارزش‌های اخلاقی جهان‌شمول حاکم خواهند شد. (البته در کنار این نوع از آتئیسم، آتئیسم نیچه را هم داریم که اصالت انسان را نفی می‌کند، ولی این چیزی نیست که معمولاً از اصطلاح «آتئیسم» مستفاد می‌شود).

بنابراین آنچه ما به عنوان آتئیسم می‌شناسیم باید به عنوان نتیجهٔ منطقی دئیسم درک شود. زیرا آتئیسم عقل‌گرایی را به عنوان نیرویی در نظر می‌گیرد که می‌تواند خیر طبیعی ما را رها کند. آتئیسم برداشتی از عقل‌گرایی دارد که ما را متّحد می‌کند و نجات می‌دهد. برای مثال، ای‌سی گرِیْلینگ۷، در کتاب جدید خود با عنوان استدلال خدا: موردی علیه مذهب و له اصالت انسان۸، استدلال می‌کند که با حمله به مذهب، «دیدگاهی اخلاقی که می‌تواند هرکسی را در هر جایی نجات دهد و می‌تواند جهان را در اجتماع اخلاقی واحدی متحد کند، ممکن استاین دقیقاً اندیشهٔ روسو بود که اگر همه به قلب‌هایمان گوش کنیم، تنها «یک مذهب در روی زمین» وجود خواهد داشت.

از یک سو، آتئیسم منسجم‌تر از دئیسم است – زیرا با ظرافت تمام امر ماوراءطبیعی را حذف می‌کند. از سوی دیگر، آتئیسم شناخت کمتری از خود دارد: آتئیسم متوجه نیست که خودش توسط دیدگاه مبتنی بر اندیشهٔ مذهبیِ تعالی انسان تغذیه می‌شود.

در گفتار بعدی خواهیم گفت که دئیسم روسو چیزهایی برای یاد دادن به مسیحی‌هایی که گمان می‌کنند ایمانشان از اصالت انسان عرفی۹ کاملاً متمایز است دارد.


تئو هابسن در گاردین

ترجمه: مهدی عباسی


1 Émile, ou De l’éducation

2 ultra-liberal priest

3فرهنگ فارسی عمید: امر بسیار دقیق که قابل درک است و قابل بیان نیست.

4 deepening of humanity

5 Wordsworth

6 supernaturalism

7 A. C. Grayling

8 The God Argument: The Case Against Religion and for Humanism

9 secular humanism

یک نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *